حدیث وحی

    یکشنبه, 25 آذر 1397

نقش دین و کارکردهای واقعی آن

براساس کتاب:ارزش ها و نگرش هاى ايرانيان در حوزه ديندارى(موج دوم) تحلیلی بر اساس داده های آماری
از طرح های ملی وزارت ارشاد اسلامی، سال 1382.....

مقدمه[1]

یکی از بایستگی های جامعه دینی، شناخت حجم دینداری، ارزش ها و نگرشهای آنان و كاركردهايى است كه از اين دين دارى سرمنشأ مى گيرد. اين شناخت به دينداران کمک می کند تا با واقعیات جامعه خود آشنا شوند و چالش های عینی جامعه خود را بشناسند، ضعف ها و کاستی های عملکرد خود را دريابند و بدانند كه نگرش هاى آنان تا كجا به مصونيت سازى جامعه کمک کرده و تا چه اندازه معنویت استقرار یافته و دین نهادینه شده و نهادهای دینی اجتماعی در کار شخصیت بخشی افراد موفق بوده و در شکل دهی به شخصیت آنان انجامیده و از سوی دیگر چه آفت هایی این نگرشها به وجود آورده و در چه بخشهایی نیازمند به برنامه ريزى، حمايت و تقويت و پوشش دادن به چالشهای آنان است.

از سوی دیگر اطلاع از آمار و ارقام، وضعیت نگرش و رفتاری جامعه به تنهایی كافى نيست و نيازمند تحليل و تفسير با توجه به متغيرها و نگرش های آن است.

اين تحلیل ها دو سویه است، از سویی نیازمند معرفت از معیارها و ارزشهای دینی و شناخت فلسفه دين است. و از سويى نيازمند آگاهى از شرايط اجتماعى و سياسى و اقتصادی جامعه و علل حرکت و افول جامعه است.

با ترکیب این دو بخش از معرفت و آگاهى است كه مى توان بررسى معنا دارى از پژوهشهاى آمارى بويژه در حوزه دین و دینداری جامعه کرد و تحلیل قابل قبولی از شرایط دینداری جامعه به دست آورد. در این راستا بر اساس پژوهشی که در موج دوم ایرانیان در وزارت ارشاد در سال هشتاد و دو، انجام گرفته و ابعاد مختلفی از حوزه های علمی، فرهنگی، اقتصادی و دینی را زیر پوشش خود قرار داده، نکاتی هرچند گذار یاد آوری شده است. البته روشن است که در این مقاله تنها به بُعد دینی آن توجه شده و نکات تحلیلی آن بدون مقایسه به ابعاد دیگر آمار، بررسی شده است. محتمل است اگر بررسی در ابعاد دیگر فرهنگی، سیاسی و اقتصادی انجام گیرد و نسبتی میان داده های آماری جامعه دینی با نظامی که مدعی دینی بودن است، انجام گیرد، بسا جنبه های دیگر موضوع را روشن تر خواهد ساخت.

از سوی دیگر این بررسی شامل تنها بخشی از جهات و فاکتورهای گوناگون اعتقادی، رفتاری می شود که به یکایک آن توجه می گردد.

1 حوزه اعتقادی جامعه

نخستين فصل پژوهش در حوزه ديندارى جامعه، آگاهى از اعتقاد آنان به دين و بویژه خداست. این که در تحقیق آماری(جدول120 و 121) نشان می دهد که 91% مردم در انجام امور مهم زندگى به خدا توكل مى كنند، يا 7/93% از خدا می خواهند که در زندگی به آنها کمک کند، بیانگر گستره دینداری و اعتقاد به خدا در جامعه ایران است. البته تعداد افراد باقيمانده، يعنى 2/1% و 1% كمتر به خدا توكل مى كند یا از خدا کمک نمی خواهند، باز دلیل بی اعتقادی آنان نیست. ممکن است که مفهوم توكل اعتراض داشته باشند، يا در كارهاى روزمره خود نياز به مراجعه و درخواست از خدا نمی دانند. در هرحال آنچه می تواند قابل توجه و استناد باشد، بخش آمارى درخواست بسيار درحد 94% است.

 از سوی دیگر در مجموع ارزیابی متغیرها(جدول 133، 134) تفاوت چندانی میان افراد بى سواد و باسواد و سطح متوسط و عالى را نشان نمى دهد، گو اينكه در ميان کسانی که کمتر در انجام امور مهم زندگی به خدا توکل می کنند، در میان همین 1% بيشتر از افراد باسواد است.

از سوی دیگر سطح دینداری در متغیر جنسیت و در میان زنان افزایش را نشان می دهد و نسبت 4% افزايش را نمايان مى سازد.

بنابراین، مفهوم توکل در سطح قابل قبولی خبر از اعتقاد به خدا در جامعه می دهد و حاكى از اعتماد و نقطه اتكايى براى آرامش و خويشتن دارى را آشكار مى كند. هرچند این پیام به مفهوم دینداری و التزام به ارزشهای دینی نیست، گو اينكه ممكن است در جاهايى به مفهوم منفى آن و گوياى تنبلى ذهنى و بی توجهی به برنامه ریزی و آینده نگری و پیش بینی اسباب و علل مادی را هم در جاهايى به ذهن آورد و خبر از نوعى آسيب شناسى دينى را بدهد. به همين دليل در آفت شناسی بخش نگرش ها و ارزش ها این آمار به ما کمک نمی کند، هرچند در صد بالايى از افراد باسواد جامعه به آن نظر مساعد نشان مى دهند. به همين دليل افزایش در شکل منفی توکل آن می تواند در افراد بی سواد جامعه نگران کننده باشد.

در جمع بندى اين قسمت بايد گفت اعتقاد به خدا ريشه بنيادين در جامعه ایرانی دارد و مردم در بخشی از کارهای خود با اعتماد و امید به خدا زندگی خود را رونق مى بخشند و اين مسئله در بخش هاى گوناگون جامعه گسترش دارد و فرقى در در جنسیت افراد، سن، سواد، و وضع فعالیت آنان نمی کند.

اما جالب است كه بدانيم مسئله احساس نزديكى و قرب به خدا، بستگى به معرفت شخص نسبت به خدا و درجه ارتباط معنوی او بویژه درک شخصی و تجربه هاى دينى او در مسير زندگى دارد و اين فاكتور جز حالت توكل و کمک خواستن و امید و اعتماد داشتن است. به همین دلیل آمار احساس نزدیکی به خدا به يكباره از سطح (91%) فروكش پيدا مى كند و به درجه 8/64% مى رسد. هر چند نمی توان این نکته را نادیده گرفت که مهم ترین مساله احساس نزدیکی به خدا از بُعد معرفت شناسانه آن است و اين بستگى به سطح آگاهى و دريافت شهودى و اشتغالات و کنش های اجتماعی دارد و چون این عوامل در جامعه متفاوت است، تنزل آن طبيعى است و كسانى اين احساس در آنها كمتر بر انگيخته شده به سطح 35% (با جمع متغیر کم) می رسد و این نوسان طبیعی است.

اما از ياد نبريم كه در نمونه (جدول 135) مسئله احساس نزديكى به خدا در میان خانم ها متغیر افزون تری را نشان می دهد و اگر مردها 59% است، خانم ها70% هستند. و اگر افراد بى سواد و ابتدايى 84% و 80% هستند، اما در افراد ديپلم و عالى 57% هستند، یعنی در میان قشر تحصیل کرده به این نسبت احساس کمتر است و این نشان مى دهد كه تفاوت ميان علم و ايمان بازتاب شرايط اجتماعى و سياسى و آموزشی و فرهنگی جامعه در این برهه است.

در ادامه تحلیل و تفسیر بخش تئوريك و حوزه اعتقادى جامعه، نوبت به اعتقاد به آخرت و نمود آن در عقيده می رسد، عقیده ای شخص را وادار به محاسبه اعمال خوب و بد خود در آخرت می کند و این نکته در جدول 123 نشان داده شده است. بى گمان اعتقاد به آخرت همانند اعتقاد به خدا در جامعه از مكانت بالایی برخوردار است؛ زیرا آمار 95% را نشان می دهد و از این آمار مى توان آمار در جدول 120 و 121 را هم تصحيح كرد كه اگر در آنجا توكل و پيوند در سطح 91% است، اما کسانی که با درجه کمتری اعتقاد دارند، به معنای نفی حضور خدا در ذهنيت آنان نيست، چون اعتقاد به خدا و آخرت در يك سطح و ردیف قرار دارد. گو این که مسأله تردید در محاسبه اعمال و یا مخالفت ریشه غیبی بودن امر آخرت بر اساس محاسبه اعمال و يا مخالفت ريشه غيبى بودن امر آخرت دارد، چون تجربه پذير نیست. وانگهی اعتقاد به آخرت بر اساس بینش فطری، نگرش احتیاط آمیز از فرجام زندگى است كه شخص با اعتقاد آن چيزى را از دست نداده است.

2 . حوزه رفتاری جامعه

بررسى ديندارى جامعه تنها در حوزه اعتقادى كفايت نمى كند و نيازمند ارزيابى رفتار و عمل کرد مدعیان دینداری است. این که معیار عمل صالح(تعبیر قرآنی) در حوزه رفتارى چيست و علائم آن كدام است، بستگى به انتخاب فاكتورهاى قابل اعتماد و شواهد مطمئنی دارد؛ به لحاظ تئوریک جای سخن بسیار دارد که ما چه چيزى را علامت ديندارى جامعه بدانيم، كه بعداً به آن اشاره خواهيم كرد، اما در عرف جامعه، یکی از نمودهای مشخص و فراگیر دینداری پایبندی به نماز، روزه و اعمال و مراسم مذهبى و تعظيم شعائر دينى است كه در اين پژوهش مورد قرار گرفته و با نگاه به زوایای مختلف، سطح معناداری آن تبیین شده است.

به لحاظ آمارى نماز و ارتباط منظم عبادى در بيشتر اوقات 70% عنايت جامعه را نشان می دهد، یعنی 30% از مردم به ندرت نماز می خوانند. یا گاهی نماز می خوانند.  البته از اين 70% نشان مى دهد كه چند درصد تقيد دائمى به اين فریضه دارند. شاید کسانی که به هیچ وجه نمازشان ترک نمی شود، بسیار افول کند و آمار خوشبينانه مى تواند در سطح 40% قابل ارزيابى باشد.

بر این اساس در حوزه عمل و بویژه در مسأله نماز این افول وابستگی به دین کاملاً نمايان است، خصوصاً اگر مبناى التزام را به پايبندى مستمر بگيريم. گو این که این همراهی مردم در فریضه روزه امیدوار کننده تر است، چون آمار 85% را نشان می دهد. البته در باره دلايل تفاوت ميان نماز و روزه بعداً سخن خواهيم گفت.

تنزل سطح دینداری در جامعه وقتی قابل مشاهده است که با شرکت در نماز جماعت ارزيابى شود، زيرا درجه پايبندى و عدم تقيد به اقامه فرايض را در جامعه بیشتر ایرانیان شیعی نشان می دهد و مشارکت عمومی تا جایی افول می کند که60% از مردم به ندرت در نماز جماعت شركت مى كنند و 27% گاهى اوقات و تنها 14% از مردم بیشتر اوقات در نماز جماعت شرکت می کنند و این هم به این معنا نیست که به مساجد مى روند، بلكه ممكن است نماز جماعت در اداره و كارخانه، مدرسه و دانشگاه برگزار شود و اگر آمار مستقلی برای مساجد در تمام اوقات پنج گانه نماز در مساجد گرفته شود، اين آمار بيشتر كاهش مى يابد. اين آمار در مقايسه با كشورى چون ايالات متحده كه 65% از مردم به کلیسا و کنیسه و اماکن مذهبی می روند، این مقایسه افول جامعه دینی ایران را نشان می دهد و خطرات آن در آینده نگرانی بیشتری را برای مسئولان دینی بوجود می آورد که نیازمند بحث مستقل در کندکاو دلایل آن است.[2]

اما جالب است که بدانیم درصد پایبندی به نماز جماعت در قشر باسواد آن با تفاوت 50% است، يعنى اگر در ميان بى سوادان در بيشتر اوقات 4/22% در سطح دیپلم و سطح عالی 10% و 12% است، یعنی شرکت قشر تحصیل کرده به مسجد کاملاً متفاوت است.

بنابراین، این آمار بیانگر تفاوت حوزه عقیده در حد95% است، اما در مورد نماز (با همه تبليغات و هزينه هاى گوناگون در جهت تشویق)به صورت فردی 70% و به صورت جمعی حداکثر با جمع (گاهی اوقات و اكثر اوقات) 40% است.

دلایل احتمالی عدم مشارکت جمعی در نماز

1 ـ سنت فرهنگى جامعه ايرانى و تربيت آموزش دينى خانواده ها و نهادهاى دينى بر عدم اهتمام به نماز جماعت است و این مقایسه را می توان با کشورهای دیگر اسلامى بويژه كشورهايى مانند عربستان و مصر و مالزى و پاكستان و جاهاى ديگر به خوبی دریافت.

2 ـ جاذبه هاى توجه به مسجد پس از انقلاب اسلامى (نه در شكل و صورت) روز به روز رو به کاهش بوده است و مشارکت در نماز جماعت مفهومى افزون بر شركت در عمل عبادى تلقى شده است، چنانكه کارکردهای مساجد در نقش تخریبی این مشارکت مؤثر بوده است.

3 ـ دين گريزى و دين ستيزى در بخش هايى از جامعه به اين عدم اهتمام كمك كرده است.

4 ـ تلقى مردم از نماز جماعت به عنوان عمل مستحبى است كه خوب مى توان آن را ترک کرد. این افول شرکت در نماز جمعه به شکل فزاینده ای قابل ارزیابی است تا جايى كه شركت در نمازجمعه از نماز جماعت در حد 130% كمتر است، یعنی به طور متوسط 8/5% از مردم در بیشتر اوقات شرکت می کنند و این به جز آماری است كه بيانگر عدم شركت در نماز جمعه به طور دائم است، در حالى كه شرکت در مراسم مذهبی و عزاداری ها به شکل فزاینده ای قابل مقایسه نیست. (جدول شماره 132) بنابراين، افت در شركت در نماز جمعه كاملاً محسوس است.  با آمارگیری های دیگر در سال های پیش و کانال های دیگر مانند وزارت اطلاعات مطابقت می کند که متوسط مشاركت را در شهرهاى ايران 4% نشان مى داد، هر چند در اين آمار ميان شهرها و استان ها و شهرهای بزرگ چند گونگی را نشان می داد. در حالی که نرخ انجام فريضه روزه به جهاتى قابل توجه است و اين تفاوت البته در تمام کشورهای اسلامی چنین است ، یعنی حتی در کشورهای اسلامی که پایبندی به نماز كمتر است، اما در روزه افزايش بيشترى را نشان مى دهد كه دلايل آن احتمالاً به شرح زیر است.

1 ـ در روزه جاذبه هاى ظاهرى آن مانند شركت در افطارها و سحرها و امتيازات آن، مانند شرکت در افطار ها و سحرها و امتیازات آن زمینه ترغیب و تشویق به عمل را فراهم می کند.  

2 ـ روزه در سال يك ماه است و نماز هر روزه و در هر روز 5 نوبت و مشابهت اين رفتار را در جامعه مسیحیت می توان مشاهده کرد که مشارکت جمعی آن در هفته یک بار در روزهاى يكشنبه انجام مى گيرد، به همين دليل درصد مشاركت در جامعه هاى دينى مسیحی بالاتر است.

3 ـ به لحاظ شخصى در نخوردن و امساك نوعى بهجت فراوانى را در شخصى ايجاد می کند و حس اعتماد در ضمیر شخص را به وجود مى آورد تا جايى كه حتى برخى از افراد غير پايبند و غير معتقد را در محيط هاى کوچک تشویق به همراهی می کند یا کودکان و نوجوانان شوق به مشارکت نشان مى دهند و اين از شواهد خاص جاذبه روزه و برخى رفتارهاى دينى ديگر مانند عزاداری است.

4 ـ حوزه انجام آن شخصی تر از اعمالى چون نماز جماعت و جمعه و حتى مراسم و مجالس دینی است، به همین دلیل میان مقید به گرفتن روزه در پارامتر(تا حدودی) 9% با پارامتر «زياد» 8/85% فاصله بسيار است، يعنى چيزى حدود 77%.

البته در ارزیابی این داده ها باز می توان به مورد زنان اشاره کرد که 5/4% بیشتر از مردان پایبندی نشان می دهند و نسبت مشاركت آنان (5/4%) بيشتر از مردان است و نسبت میان افراد با سواد و متوسط و عالی طبیعی و گرایش افراد تحصیل کرده به روزه نیز خوب است، در صورتى كه مشاركت در نماز جمعه فاصله 3/4% و 5/4 است. يعنى به نصف مى رسد و دليل آن روشن است، زيرا فرهيختگان جامعه به دلیل کارکرد ها غیر قابل قبول و سطح برخوردها و سطحی گرایی در شعارها و غلظت سیاسی نماز جمعه زمینه های خاصی را فراهم می سازد که کمتر ابراز تمایل به شرکت در نماز جمعه دارند و جاى ارزيابى مستقلى را مى طلبد.

البته تفاوتى ميان مشاركت مردان و زنان در نماز جمعه است. يعنى 7/7% در مورد مردان و8/3% برای زنان است، اما این رفتار طبیعی است؛ چون در این زمینه زنان كمتر به جماعت و جمعه مى روند با اينكه در جاهاى ديگر پيشقدمى زنان بيشتر از مردان است و به وفور شركت در اين اجتماعات نمایان است، كه در نسبت و مقايسه از سطح كمترى برخوردار است و زنان در این دسته از کارها بی رغبت تر هستند و شرایط و امکانات رفت و آمد و جابجايى كمتر براى آنان فراهم است.

3 ـ حوزه نگرش ها و داورى ها

در زمینه نگرش جامعه نسبت به دینداری و پی آمدهای آن، نکته مثبتی را که نشان مى دهد كه مردم ـ آن گونه كه در جدول شماره 130 منعكس است، پايبندى و اعتقاد به حضور در فرهنگ دینی جامعه ایرانی را نشان می دهد که بخش عظيمى از جامعه يعنى 8/50% با اين نگرش كه ديندارى به قلب پاك است، حتى اگر آدم نماز نخواند، مخالف هستند و افراد مردد9% را تشکیل می دهد، یا کسانی كه معتقدند ايمان به خدا باعث مى شود كه آدم راحت تر با مشكلات زندگى كنار بیاید رقم40% را نشان می دهد؛ گو اینکه همین آمار در مورد کسانی که معتقدند فقط با دين مى شود مشكلات اخلاقى و فرهنگى جامعه را حل كرد؛ صادق است، اما به اعتقاد این جانب، این پرسش دارای پیچیدگی است و محتمل است فهمی از پرسش به خوبى حاصل نگرديده باشد، معرفت دينى در جامعه به گستردگى نيست، تا از جایگاه دینی اسلام و نقش دین به خوبی فهم شده باشد. اگر نگوییم بخشی از پاسخ ها و آشفتگى ـ آمار برخواسته از ترديد مخاطبان و متأثر از رفتار دينداران است. لذا کسانی ترجیح می دهند که حوزه دخالت دین را محدود کنند، به همین دليل در پاسخ به اين پرسش افراد مردد (14%) و ناآگاه (7%) زياد مى شود.

این نگرش را در جدول 163 نیز می توان ملاحظه کرد و پرسش شوندگان در برابر اين پرسش كه عده اى معتقدند ايمان به خدا باعث مى شود كه آدم راحت تر با مشکلات زندگی کرده کنار بیاید 45% مخالفت کرده و40% موافقت و البته افراد مخالف بيشتر بوده است.

دلیل مخالفان چه چیزی می تواند باشد؟

به نظر مى رسد در جامعه دينى ايران با آهنگى كه در شيوه تبليغات و عملكردها انجام گرفته، عده ای به دلایلی ناچار هستند که خود را دیندار جلوه بدهند، یا از ديندارى تنها صورت ها و پوسته هاى ظاهرى دين را بشناسند و سوکمندانه مرز ميان ديندارى به معنای واقعی و غیر آن مشخص نشده است، تا جایی که اگر کسی به ظاهر دیندار نمايان شود، مكانت خود را خواهد داشت. بگذريم از اينكه جايگاه و فلسفه دين به خوبی تبیین نشده است و همین هم باعث این درهم ریختگی به پرسش ها می شود، تا جايى كه عده اى تصور مى كنند ديندارى به قلب است، ديندارى با نخواندن نماز و عدم پایبندی به شریعت صادق است. جالب اینجاست که مخالفان این محدودانگارى در حوزه دين بيشتر از قشر تحصيل كرده است. (جدول 164) كه نسبت بی سوادان 28% و تحصیلکردگان 48% و  51%.و در برابر كسانى كه معتقد به منزلت دين و تأثير آن در جامعه هستند بيشتر در قشرآگاه هستند و مخالفان تنها  9/1% را تشکیل می دهند. (جدول 165).

جمع بندى از پژوهش آمارى در حوزه دين

این فاکتورها اغلب صورت ظاهری دینداری و نگرش های خاص از جامعه ديندار را نشان مى دهد. اما اين پرسش كه مطرح است كه آيا سؤالات ياد شده می تواند همه زوایای گرایش دینی جامعه را نشان دهد و آیا علائم دلیل بر دينى بودن جامعه است و جامعه به ظاهر دينى از چيزى رنج نمى برد؟

به اعتقاد اینجانب پاسخ های یاد شده، تنها بیانگر بخشی از مظاهر دین بودن و دین داری جامعه را نشان مى دهند، هر چند كه همين صورت ظاهر نيز در برخى بخش ها افول پیدا کرده و برای کسانی که سرمایه گذاری را در این بخشها ضروری می دانند، هشدار دهنده خواهد بود و برای مبلغان و مروجان دینی و کسانی که احساس مسئولیتی نسبت به دین دارند، نگران كننده است.

آنچه در متون دینی به صراحت آمده و علامت دینداری در فرد و جامعه معرفی شده، تنها صورت اجرای شریعت نیست و معيار دينى بودن جامعه را این امور تشکیل نمی دهد و اگر آن فاکتورها به خوبی آمارگیری شود، بهتر می توان دینی بودنِ جامعه را تشخیص داد و فهمید که دین تا چه اندازه در جامعه پیاده شده و هزینه های گزاف و صورت سازی های چند گانه و تکیه بر شعائر و اصالت دادن به هویت های صوری، به جای اصالت های اخلاقی فردی و اجتماعی و رعایت حقوق جامعه در انحراف معیار دینی زیان بخش بوده و به تعبیری تبليغ دين در شکل فعلی آن و سرمايه گذارى از طریق تصدى گرى دينى آیا مؤثر بوده است.

معیار دینی بودن

به عبارت دیگر می توان معیار دینی بودن را با حضور حقیقت دین و فلسفه احکام تفسیر و حضور آن را در ابعاد جامعه تقسيم كرد:

1) آنهايى كه به صورت سلبی مانع گرایش به جرم و ناهنجاری و ستيز و بى هويتى جامعه مى شود و قرآن کریم مانع فحشا و منکرات و ظلم و تعدی و تجاوز به حقوق و بی عدالتی می شوند.

 2)آنهایی که به صورت ایجابی تأثیر گذار در رفتار جامعه و فرد می گردد. همچنین اموری که زمینه پایبندی به اصول معنوى و انسانى و اخلاق متعالی را فراهم مى سازد و نشان مى دهد كه دين به اهداف خود رسیده، و نشانه هویت واقعی دین از راستگویی، ادای امانت، معنویت، و مانندش می باشد و نه امور  شعاری و در جهت صورت سازی دین باشند و اهداف دینی و استقرار معنویت در جامعه را لوث و بی معنا کنند.

علائم ديندارى

اکنون در توضیح نکات یاد شده، به نمونه ای از این معیارها که در منابع اسلامی بویژه با تفصیل در روایات از اهل بیت رسیده، در دو قسمت اشاره می گردد:

اول: علائم ديندارى در پيشگيرى از رفتارهاى منفى

1- کاهش دروغ و بی اعتمادی به جامعه .

2 ـ امنيت اقتصادى و پايبندى به قرارها و تعهدات و اعتماد شخصى به افراد .

3 ـ كاهش خلف وعده و بى اعتمادى به وعده ها.

4 –همسانی رفتارهای خلوت و جلوت و نداشتن دو رویی و نفاق.

5 ـ پرهيز عام از تقلب، فريب و محدود شدن و وجوه اين ضايعات به استثناها و موارد خاص.

6 ـ نبودن ظلم (صورت فردى و اجتماعى) آزار و اذيت در مجموعه جامعه، خانواده کوچه و بازار.

7 ـ عدم پايبندى به قانون و نداشتن وجدان كارى و واگذارى مسئوليت به افراد.

8 –نداشتن روحیه سرک کشیدن به خلوت خانه افراد و تجسس نکردن از اوضاع و احوال خصوصی.

9 ـ کاهش فساد و فحشا و چشم چرانى، متلك، مزاحمت دختران و امنيت زنان در كوچه و بازار و مسافرت و بویژه در شب و اماکن خلوت.

10 ـ كاهش دزدى، آدم ربايى، قتل، خودكشى، رشوه، خيانت و كاهش اختلافات خانوادگی، کاهش طلاق، نزاع های محلی، گروهی و فرقه ای. احساس امنیت افراد از داشتن عقاید خود .

11 ـ كاهش بحران هاى اجتماعى غير قابل پيش بينى و گسترده.

دوم:  علائم دینداری در ترغیب رفتارها

1 ـ ارتباط معنوى و مستمر خودآگانه.

2- حس خیر خواهی و مسئولیت شناسی و همکاری با دیگران.

3 ـ روحيه گذشت و تسامح.

4- منزلت داشتن انسان و جامعه و احترام به دیگران.

5 ـ خدمت به همنوعان و اهتمام به دستگيرى مستمندان و نيازمندان.

6 –مبارزه با ظلم و روحیه عدالت خواهی و آزادی خواهی .

7 ـ سلامت اجتماعى خواستن و روحيه تقدم ديگران برخود.

***

بنابراين از وجود اين علائم که در این نوشته مختصر از ذکر منابع آن خوداری شد، [3]مى توان به نقش دين و كاركردهاى آن چشم دوخت و وجود آنها را دلیل بر دینداری جامعه و کامیابی دینداران در عرصه دین دانست، چنانکه همین علامت را شاهد بر مسئولیت شناسی حكومت دينى و تحقق اهداف آن دانست و گرنه اهداف و فلسفه دین تحقق نيافته و جز هزینه كردن براى اهداف صوری دین که بیشتر اهل غير دين(قدرت مندان و زور گویان و یا مخالفان دین برای فروکاهش دادن منزلت دین) از آن بهره برداری می کنند و با این اتهام که جامعه دینی یعنی این، برای مدعیان دینی کردن جامعه، سودى را به ارمغان نخواهد آورد و منزلت دین را به مثابه ابزاری خاص برای ادامه حکومت، و مشروعیت جلوه دادن خود تنزل خواهد داد و البته این نکات برای برنامه ريزان و مبلغان دينى بسیار درس آموز و اين معيارها، مى تواند به مايه هاى اصلى ديندارى تبدیل شود و توجه و علامتی برای وضعیت دینی و اخلاقی تعیین گردند.

[1]- لازم به يادآورى است كه اين مقاله در مجله  فرهنگ پژوهش به شماره 142، 19/ اسفند 1382، از ص11 به چاپ رسيده است.

[2]- دراين باره ر.ك كنيد: مجله نامه، شماره 2.

[3] . در باره معیارهای دینداری در جای دیگری مانند کتابهای: قلمرو اجرای شریعت و فقه پژوهی قرآنی و ملاکات احکام و روش استکشاف آن سخن گفته ام.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

اوقات شرعی

کتاب های منتشر شده

شما اینجا هستید: خانه مقالات متفرقه نقش دین و کارکردهای واقعی آن