حدیث وحی

    یکشنبه, 25 آذر 1397

سخنی با اهل کشف و پیروانش

این روزها همواره سخن از کرامت و شهود و ذکر ویژگی های شخصی و کشفی فردی به میان می آید و برای او توصیفاتی از قبیل اینکه او چشم برزخی دارد، پشت سر خود را می بیند، از عوالم دیگران خبر می دهد و خلاصه اینکه او دارای مقام کشف است....

تردیدی نیست که در میان منابع شناخت، کشفِ حقایق عوالم بیرونی از راه سیر و سلوک برتری ویژه ای دارد، زیرا دست یافتن به آن حقایق به علم حضوری است. کسی که از عالمی خبر می دهد، با دریافت شهودی و عینی است، اما کسی که با دلیل و برهان و استدلال به مطلبی می رسد، با علم حصولی است. اما این حقیقت را نمی توان انکار کرد که این منبع شهودی در حوزه اجتماع و مسئولیت های دینی و اجتماعی، نه تنها ارزشمند نیست و با مبانی دینی همخوانی ندارد، بلکه مشکل زا و آفت آفرین است.

1- بدون تردید اطلاع از عوالم پنهانی، برای دیگران جذاب بلکه فریبنده است. اما کسی که خبر از عوالم دیگران می دهد، به این معنا نیست که او همه چیز را می داند و هیچ خطایی ندارد. گویی او می تواند از همه چیز خبر بدهد. همه چیز می فهمد. خیلی وقتها کسانی که این خبرها را می دهد، برایشان قداستی و الگویی درست می شود که با آن معیار رفتارها و برخوردهای دیگر او که هیچ ربطی به عوالم کشف و شهود او ندارد، یا تحلیل های تاریخی، تصحیح و توجیه و برتر شناخته می شود.

2- از آنجا که راه کشف راه خصوصی است و کسی نمی تواند به آن دسترسی پیدا کند مگر اینکه همان راه و سیر و سلوک و مراتب تهذیب نفس را طی کرده باشد. معیار و موازنه ای از سنخ خود ندارد. شاهراهی نیست که همه بتوانند این راه را تجربه کنند. در نتیجه این خصوصی بودن، شناخت احوال و نتایج آن برای همه کس میسر نیست. به همین دلیل مدعیات آن هم به لحاظ کشفی ابطال ناپذیر است. مانند روش عقلی نیست که همگان می توانند به ادله و براهین آن برسند و یا از قوت و سستی دلیلی آگاهی پیدا کنند و یا مدعایی را نقد و تحلیل کنند. مدعی کشف می گوید این مطلب را شهود کردم. کسی نمی تواند چیزی بگوید، بر عکس عده ای ذوق زده می شوند.

3- چون خصوصی و تقریباً انحصاری است، آفت زا و مدعی ساز است. یعنی کسان بسیاری می توانند ادعای دستیابی به حقایق کنند. به صورت خصوصی و در گوشی حرفهایی بزنی و بگویی به کسی نگویی و یا تصورات مخاطب را برای خیال پردازی و برداشتهای چند گانه فراهم سازی و دوشنبه را چهارشنبه کنی. خلاصه برای عده ای دکان و برای عده ای واسطه دکان و رسیدن به آقا و از ذکر این امور برای شخص موقعیت و مقامی و لایه قبایی فراهم می شود و در این میان است که چه سخنان و ادعاهای شگفت که نمی شنوی!

3- گرچه در علم عرفان از سوی نظریه پردازان آن این آفت بازگو شده که نفس شهود برای دیگران حجیتی ندارد که هیچ، بلکه خطرات و آفات بسیاری هم دارد. از این جهت برای این منبع معیار تعیین شده است. به عنوان نمونه ابن عربی در فتوحات مرزبندی میان وساوس شیطانی و فتوحات رحمانی کرده(فتوحات، ج1، ص251) و در فصوص معیار درستی هر کشفی را برهان و دلیل دانسته شده است. بنابراین این گونه نیست که اگر عارفی داعيه وصول به حقايق را از راه شهود پيدا كرده است،نيازمند برهان و استدلال نيست. اتفاقا هر ادعای کشف وشهودی و هر ادعای تفسیر عرفانی، بدون دلیل وبرهان محکوم به شکست و ابطال است. از دیدگاه عارفانی همچون امام خمینی (ره) وقتى تفكر و عقلانيت، مفتاح ابواب معارف و كليد خزاين و كمالات علوم است، وقتى كه تفكر مقدمه لازم و حتمى سلوك انسانيت است،[1]چگونه مى تواند دريافت هاى آن بدون استناد به عقل باشد؟ به همین دلیل امام بارها اين نكته را ياد آور مى شود كه انسان بايد يك چيزى را اگر قبول مى كند، با برهان قبول بكند و اگر هم رد مى كند با برهان رد بكند،[2]يا در سخنى ديگر مى گويد: قوت و كمال تذكر، بسته به قوت و كمال تفكر دارد.[3]

4- ولی مشکل این نوع دریافت ها هم برای خود مدعی حجاب است که مثلاً گاه - براساس پیش ذهنیتها- در صورت برزخی گروه و فرقه ای را به صورت کلب و خنزیر می بیند[4] و معلوم نمی شود که چه دیده است. و بدتر از آن مریدان و اطرافیان این آقا است که با ادعای او چون فریفته شده، به نقادی و سنجش سخن او بر نمی آیند و هر حرف خرافه و بی منطقی را به حساب آن عوالم و مقام و موقعیت طرف می گذارند و هاله ای از معنا و قدسیت درست می کنند. اصولاً در این وادی حرفهای صیقل نیافته و نسجیده و ادعاهای خام به وفور یافت می شود و بیا و ببین که چه خرافات مبنای ارزش و داوری می شود. ادعای ملاقات، ادعای در آستانه ظهور و یا اینکه همه پیرمردها هم آقا را ملاقات می کنند فراوان دیده می شود و کسی نیست که آن را تکذیب کند و جلوی انحراف و خبرهای دروغین را بگیرد و می بینی چه ضجه و شوقی ایجاد می کند و چه ناپختگی و بی منطقی در تعیین وقت در پشت این سخنان بوجود می آید و زمینه های انحراف و سوء استفاده و درست کردن دستگاه شیّادی فراهم می شود.

5- در دستگاه عقل و منطق چون نقد و بررسی همواره به پا است، سطح هر ادعا و قلمرو آن مشخص است و به خوبی می توان مرزبندی کرد. ارزش هر ادعایی را به صورت عمومی و همگانی سطح بندی کرد. موقعیت و مقام کسی که  نظریه پردازی می کند، اندازه گیری کرد. اما در باره اصحاب کشف چون قدسیت پیدا می کنند، همه بر اساس حدس و گمان است و نزدیک شدن به آن جسارت می خواهد و بسا نقد علمی شکستن قداستها تلقی می گردد. ادعاهای آنان نقد و ارزش گذاری نمی شود. در نتیجه گاه شخصیت یکی از اینان که خبر داده که امروز در خانه شما این سخن بوده، یا فلان فرشی که به خواهرت داده ای چه خوب بود، مبنای مقام و موقعیت و حجیت حرفهای دیگر اما بی ربط فرد می شود، چنان با عظمت تلقی می شود و حاکی از قدسیت و تقوا، اما دانشمندی که با یک عمر جان کندن و تحقیق، نظریه ای علمی و برهانی را حتی در حوزه دین مطرح کرده، در مرتبه و شأن دینی قرار نمی گیرد. و این از آفتهای این رشته است که همواره این شعار را برای راه گم کردن می گویند که پای استدلالیان چوبین بود. این حرف در جایی می تواند درست باشد، اما نه برای عوام فریبی و دستگاه و مرید و هاله برای اطرافیان .

6- از خطرات دیگر این جریان، یکسونگری است. این شیوه تغییر و بهم ریختن ارزشهای اجتماعی اسلام، چون اهتمام به حل مسائل جامعه مسلمین، قاعدین را به جای مجاهدین نشاندن است زیرا در فرهنگ اسلامی معیار ارزش بیشتر خدمت کردن به مردم، انفع بودن، و تلاش و کوشش برای برطرف کردن مشکلات جامعه، چون فقر، شکاف طبقاتی، استبداد، انحراف اعتقادی، مبارزه با غلوها و ده ها مسئله دیگر است که برای این ارزشگذاری های یکسو وجود ندارد. به تعبیر حضرت امام خمینی، عرفا اسلام را قبول داشتند، لکن تمام مسائل را برمی گرداندند به آن معانی عرفانی و به مسائل روز قائل نبودند. حتی اگر روایتی یا آیه ای در جهاد می آمد، اینها همان جهاد نفس را می گفتند هست و اسلام را به یک صورت دیگری غیر صورت واقعی آن که جامع است نظر می کردند. (صحیفه امام، ج10، ص459) در نتیجه وقتی در باره یک عمر از این آقا صحبت می شود، به جای مبارزه و زندان و تحمل سختی ها می گویند ایشان مشغول ذکر بوده اند. اما در عوض فضیلت آقا این می شود که خبر می دهد که دیشب درخانه شما چه گذشته و در غذای شما چه شده است. و این می شود ارزش و مرتبه تقوا و علم و فضیلت؟ بخشی از این معلومات  را هم در غیر شرعی آن هم مرتاضان هندی هم خبر می داده اند. نکته دیگر اینکه کسانی که به این وادی سیر نمی کنند، خطایی هم نمی کنند و سخنی هم نمی گویند و موضعی هم نمی گیرند و در نتیجه شخصیتی که املایی ننوشته، خطایی هم نمی کند، و از آن کسی که به میدان مبارزه آمده و سختی ها و مبارزات و زندان و شکنجه را تحمل کرده و عمر خود را در جهت خدمت و آسایش دیگران صرف کرده، سرفراز تر در می آید.

7- انبیاء چنین الگویی را ارائه دادند که کشف در حوزه امور اجتماعی و مرجعیت دینی ارزش باشد. آنان که خود نمونه اعلای این مقام بودند، هر مرتبه و مقامی داشته اند، در جای خود محفوظ، اما نمود بیرونی و ظهور آن تلاش و کوشش و فضل مجاهدین بر قاعدین بوده است. آنان خود در این مسیر روز و شب آرام نداشته و تبعیدگاه و زندان و آوارگی را برای خود و خانواده به جان خریدند، اشکال مهم این بهم خوردن ارزشها، این می شود که ادعاهای دیگر این آقا هم می شود، درست و منطقی و چون زمینه قدسیت درست شده، جای چون و چرا هم منتفی می شود، می بینی که قمه زدن بدون آنکه نقد علمی و جدی بشود، چون آقا گفته مقبولیت پیدا می کند و آنکس که می گوید این حرکت برای جامعه شیعه وهن است، یا با فلسفه قیام امام حسین سازگاری ندارد، نه به این دلیل که اشکال علمی دارد، بلکه به این دلیل که آقا با آن مخالف است، رد می شود.

9- مشکل دیگری که من با این ادعاها و انتشار آن دارم، این است که تا جایی که دیده و برخورد کرده ام، افرادی با همت های پایین با بروز این کشفیات ناخودآگاه به سیر انحرافی  منطق دامن می زنند. کسی که در جامعه دینی می خواهد افراد را تربیت کند، منطق دماغی آنان را تقویت می کند، به رشد علمی و مصون سازی آنان می اندیشد. این اصل سیر و سلوکی درست است: انما تنتج هذه المسالک لِلهِمم العالیه. راه سلوک برای کسانی نتیجه دارد که همت های عالی داشته باشند. پیامبران، امامان، که اوج دستیابی به این اقتدار بودند، کمتر از این روش استفاده می کردند و این قدرت خود را  نشان می دادند، با آنهمه مخالفتها که داشتند، نیازی هم برای بهره گیری از این قدرت نداشتند. زیرا کسی در جهت تقویت فکری جامعه است، نیازی به استفاده از این راه ها ندارد .

[1]. شرح چهل حديث، ص191.

[2]. تفسير سوره حمد،ص 170.

[3]. شرح چهل حديث، ص291.

[4]. ابن عربی، فتوحات مکیه، ج2، ص9.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

اوقات شرعی

کتاب های منتشر شده

شما اینجا هستید: خانه مقالات متفرقه سخنی با اهل کشف و پیروانش